تبلیغات
دامپزشكی 88 ارومیه - مطالب متفرقه
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت اطلاع رسانی به دانشجویان دامپزشكی و معرفی جایگاه واقعی دامپزشكی در علم روز ایجاد شده است.

مسولیت تمام پست های ارسالی بر عهده نویسنده آن می باشد.

برای همکاری با ما در وبلاگ نام و ایمیل خود را در قسمت تماس با مدیر بنویسید.

مدیر وبلاگ : آراز استادی
نظرسنجی
برای ادامه تحصیل یا زندگی دوست داری بمونی ایران یا بری خارج از کشور؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دامپزشكی 88 ارومیه
Urmia University 2009 Veterinary Students
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

شیر و بریتانیا ، فرانسه و خروس ، سگ آبی و کانادا ، الاغ ها ، فیل ها و ایالات متحده . این موارد از جمله مثالهایی می باشند که میتوان در نفوذ حیوانات به دنیای سیاست و نمادهای ملی نام برد . اما دلیل استفاده از این سمبل ها چیست ؟

برای دانستن این موضوع به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب


نوع مطلب : حیوانات، سرگرمی، متفرقه، 
برچسب ها :


جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : آراز استادی






ادامه مطلب


نوع مطلب : سرگرمی، متفرقه، 
برچسب ها :


چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : صفا قلی راد

دو خلبان نابینا که هردو عینک‌های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند، در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می‌کرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند.

در همین حال، زمزمه‌های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است.اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می‌شد چرا که می‌دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می‌رود.

هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می‌داد و چرخ‌های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند. اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.

در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری گفت:

باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می‌کنن و اون وقت کار همه مون تمومه!!!!!!!!!!!!!!





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :


یکشنبه 6 آذر 1390 :: نویسنده : میلاد مولودی

امپراتور یونان به کوروش بزرگ گفت:ما برای شرف می جنگیم و شما برای ثروت.کوروش بزرگ جواب داد: هر کس برای نداشته هایش می جنگد… 

 دختری به کوروش کبیرگفت:من عاشقت هستم.کوروش گفت:لیاقت شما برادرم است که از من زیباتر است و پشت سر شما ایستاده،دخترک برگشت و دید کسی‌ نیست.کوروش گفت:اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمی‌کردی.





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :






نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :


پنجشنبه 3 شهریور 1390 :: نویسنده : صفا قلی راد
" جان بلانکارد " از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد . او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ .

از سیزده ماه پیش دلبستگی‌اش به او آغاز شده بود. از یک
کتابخانه مرکزی در فلوریدا, با برداشتن کتابی از قفسه ناگهان خود را شیفته و مسحور یافته بود, اما نه شیفته کلمات کتاب بلکه شیفته یادداشت هایی با مداد, که در حاشیه صفحات آن به چشم می‌خورد. دست خطی لطیف که بازتابی از ذهنی هوشیار و درون بین و باطنی ژرف داشت. در صفحه اول " جان" توانست نام صاحب کتاب را بیابد: "دوشیزه هالیس می نل" . با اندکی جست و جو و صرف وقت او توانست نشانی دوشیزه هالیس را پیدا کند
.


ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : داستان کوتاه، عشق،




( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب