تبلیغات
دامپزشكی 88 ارومیه - مطالب یادداشتی به رنگ کلاس...
 
درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت اطلاع رسانی به دانشجویان دامپزشكی و معرفی جایگاه واقعی دامپزشكی در علم روز ایجاد شده است.

مسولیت تمام پست های ارسالی بر عهده نویسنده آن می باشد.

برای همکاری با ما در وبلاگ نام و ایمیل خود را در قسمت تماس با مدیر بنویسید.

مدیر وبلاگ : آراز استادی
نظرسنجی
برای ادامه تحصیل یا زندگی دوست داری بمونی ایران یا بری خارج از کشور؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دامپزشكی 88 ارومیه
Urmia University 2009 Veterinary Students
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 23 بهمن 1389 :: نویسنده : صفا قلی راد

سلام به روی ماهتون به چشمون سیاهتون

خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟

امیدوارم که تعطیلات خوش گذشته باشه...

بـــــــــــــــله... می بینیم که ترم چهاری شدیم... چه زود میگذره... انگار همین دیروز، روز دامپزشک بود، همگی رفته بودیم تالار چمران که مراسمی برگزار کنیم... دامپزشکا جمعشون جمع بود... خودمونیمااا!!! تو اون مراسم اکثر جایزه ها رو بچه های کلاسمون درو کردن!!!!!



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشتی به رنگ کلاس...، 
برچسب ها :


دوشنبه 8 آذر 1389 :: نویسنده : صفا قلی راد

سلام بچه ها

خوبید؟ دماغتون چاقه؟

امیدوارم که حالتون خوب باشه!!!!

بیشتر از 2 ماهه که از ترم 3 میگذره، بعضی از کلاسا رو که حالشو نداریم، می پیچونیم. بعضیاشونم یه جوری حاضری میزنیم... نمی دونم چراها!!! شاید واسه اینه که سال بالایی شدیم!!!

گاهاً بعضی کلاسا واقعاً کسل کننده میشه ... بعضیاشم خیلی باحال میشه!!!!

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : یادداشتی به رنگ کلاس...، 
برچسب ها :


شنبه 27 شهریور 1389 :: نویسنده : صفا قلی راد

چه زود یه سال گذشت... انگار همین دیروز بود اومده بودیم واسه ثبت نام... رو چمنا نشستیم فرم ها رو پر کردیم... برگه انتخاب واحد، برنامه هفتگی، کتابخونه مرکزی...

جلسه اول رو با دکتر نجفی داشتیم (فک کنم 4 مهر ساعت 8:30 بود)... با اون لهجه ی شیرین ترکی خوش آمد گفت... بچه ها یکی یکی بلند میشدن خودشونو معرفی میکردن... ترک، کرد، فارس... هرکی یه لهجه ای داشت... همه ذوق زده بودن!!!! یادش بخیر...

جزوه نوشتنارو به یاد بیارین!!!! یادم میاد اوایل بعضی از بچه ها اندام قدامی رو اندام گدامی نوشته بودن!!! اوه اوه سر کلاس دکتر زارع چه میرزا بنویسی شده بودیم...  ماشالله به خودمون...

کلاسای دکتر کوشش یادتونه!!!؟؟! بعد ناهار ساعت 2 بود اکثراً خواب آلود بودیم... بچه های ردیف آخر که می خوابیدن... ماجرای بساط صوتی تصویری معین... 

دو در کردن تربیت بدنی رو نمیشه فراموش کرد ...(شامل حال پسرا میشه، دخترا رو نمیدونم، فک کنم اونام یه کاری کرده بودن شیرینی گرفته بودن واسه استاد!!!!)

عجب دورانی بود...

کلاس کریم جباری... خاطره هایی که بچه ها تعریف کردن مخصوصاً حامد... شعری که خانم پاک نژاد خوندن... همه به یا موندنی ان...

دکتر تهرانی، پرورش حیوانات آزمایشگاهی، اخلاق -----> دیگه خودتون با اینا خاطره بسازین...

بیوشیمی چه حالی می گرفت، تا غروب کلاس داشتیم... روزای جمعه... (من که خیر ندیدم، ناپلئونی پاسش کردم) 

راستی ماجرای ماوس یکی از کلاسا بالاخره چی شد؟؟!!!

یاد آن دوران بخیر ...

حالا دیگه سال بالایی شدیم!!!! 5 سال دیگه مونده... ایشالله این 5 سالم پر بار تموم بشه و همه فارغ التحصیل بشیم... به امید اون روز...

تا یادم نرفته جا داره از خانم شاه حیدری، خانم کیافر و آقای سلیمی هم یادی بکنیم که اون موقع همکلاسمون بودن... ایشالله همیشه موفق و پیروز باشن...

کوپنم دیگه تموم شد بهتره سخن کوتاه کنم... اقلیم وجود همگی مصون باد از گزند ...





نوع مطلب : یادداشتی به رنگ کلاس...، 
برچسب ها :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب